سنک قبر دلدار

چکیده مطالب :

تاریخ انتشار : ۱۷ آبا ۱۳۹۴ ارسال دیدگاه 485

 غروبا میون هفته بر سر قبر یه عاشق

یه جوون میاد میزاره گلای سرخ شقایق

 بی صدا میشکنه بغضش ، روی سنگ قبر دلدار

اشک میریزه از دو چشمش مثل بارون وقت دیدار

زیر لب با گریه میگه ، مهربونم بی وفایی

رفتی و نیستی بدونی چه جگر سوزه جدایی

آخه من تو رو می خواستم ، اون نجیب خوب و پاک

اون صدای مهربون ، نه سکوت سرد خاک

تویی که نگاه پاکت مرهم زخم دلم بود

دیدنت حتی یه لحظه راه حل مشکلم بود

تو که ریشه کردی با من ، توی خاک بیقراری

تو که گفتی با جدایی هیچ میونه ای نداری

پس چرا تنهام گذاشتی توی این فصل سیاهی؟

تو عزیزترینی اما ، یه رفیق نیمه راهی

داغ رفتنت عزیزم، خط کشید رو بودن من

رفتی و دیگه چه فایده؟ ناله و ضجه و شیون؟

تو سفر کردی به خورشید ، رفتی اونور دقایق

منو جا گذاشتی اینجا ، با دلی خسته و عاشق

نمیخوام بی تو بمونم ، بی تو زندگی حرومه

تو که پیش من نباشی ، همه چی برام تمومه

عاشق خسته و تنها ، سر گذاشت رو خاک نمناک

گفت جگر گوشه ی عشقو ، دادمش دست تو ای خاک

نزاری تنها بمونه ، همدم چشم سیاش باش

شونه کن موهاشو اروم ، شبا قصه گو براش باش

و غروب با اون غرورش نتونست دووم بیاره

پا کشید از آسمون و جاشو داد به یک ستاره

اون جوون داغ دیده ، با دلی شکسته از غم

بوسه زد رو خاک یار و دور شد آهسته و کم کم

ولی چند قدم که دور شد دوباره گریه رو سر داد

روشو برگردوند و داد زد ، به خدا نمیری از یاد

برچسب ها

روح الله وکیل زاده

روح الله وکیل زاده مدیر سایت سون ریپلای هستم

مدرس خلاق در زمینه های فتوشاپ ، افترافکت ، اکسل ، ورد ،

که تلاش میکنم آموزش های کاربردی رو با بیان ساده به افراد علاقه مند یاد بدهم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشاوره خرید از سایت و پشتیبانی مشتریان

بستن